Author Name

Quisque ut nisi. Donec mi odio, faucibus at, scelerisque quis, convallis in, nisi. Suspendisse non nisl sit amet velit hendrerit rutrum. Ut leo. Ut a nisl id ante tempus hendrerit. Proin pretium, leo ac pellentesque mollis.

Latest Posts

Mauris vitae erat consequat auctor eu in elit

ما تنها نیستیم – فریدا کالو

Frida Kahlo

فریدا کالو، هنرمندی که نه در دوران کوتاه زندگی‌اش، که پس از مرگش به شهرت دست‌ یافت، آشکارا دوجنسگرا بود. 
فریدا، مشهورترین هنرمند مکزیکی است. او که در تمام طول زندگی از ایده‌های چپ و سوسیالیسم دفاع می‌کرد، همواره در حال دست و پنجه نرم کردن با دردهای مزمن شدیدی بود که گاهی او را تا ماه‌ها در بستر نگه می‌داشت، اما هیچ چیز او را از آفریدن آثار هنری که اکثراً برگرفته از احساسات درونی‌اش بود باز نمی‌داشت.

 

نوشته‌ای از فریدا کالو:

نوشته ای از فریدا کالو

“من همیشه فکر می‌کردم عجیب‌ترین آدم روی زمین هستم، ولی بعد فکر کردم آنقدر آدم روی زمین هست که حداقل یک نفر دیگر مثل من باید روی زمین باشد که مثل خود من احساس کند عجیب و غریب است. او را تصور می‌کردم که دارد به من فکر می‌کند. خب، امیدوارم تو این نامه را بخوانی و بدانی که، بله، من اینجا هستم و دقیقاً همانقدر عجیبم که تو!”

 

راهنمای پژوهش و نگارش با احترام به حقوق دوجنسگرایان

WJBI

نشریه دوجنسگرایی به عنوان یک نشریه علمی پژوهشی دانشگاهی از سال ۲۰۰۰ در آمریکا منتشر شده است. گروهی از نویسندگان این نشریه در سال  ۲۰۱۳ راهنمایی را برای پژوهش و نگارش با احترام به حقوق دوجنسگرایان و با الهام از راهنمای مشابهی که پیش از این برای نگارش درباره ترنس‌سکشوال ها نوشته شده بود، ارائه کردند. البته این نویسندگان تأکید دارند که این راهنما باید با توجه به زمینه‌های فرهنگی بازبینی شود اما بسیاری از اصول آن درباره سایر گروه های ال جیبی تی و به طور کلی گروه های به حاشیه رانده شده نیز صادق است.

این راهنما بر مبنای چهار اصل کلیدی طراحی شده است:

  1.  مشاهده پذیر کردن دوجنسگرایان و عدم بازتولید این  دوگانه که همه افراد یا دگرجنسگرا هستند یا همجنسگرا و صحبت کردن از دوجنسگراستیزی در کنار همجنسگراستیزی،
  2.  نشان دادن تنوع گفتمانی و تنوع سبک زندگی در بین دوجنس‌گرایان و پرهیز از یکسان‌سازی همه آن ها
  3. توجه به ضرورت انعکاس موقعیت نویسنده متن نسبت به موضوع پژوهش و تاثیر احتمالی آن بر روند پژوهش مانند هر پژوهش دیگری
  4. توجه به نظرات و علایق و نیازهای دوجنس‌گرایان در انتخاب موضوعات پژوهش‌های اعضای این جامعه و مسوولیت‌پذیری پژوهشگران در انتخاب موضوعاتی که فقط مورد علاقه خودشان نیست.

 

بر مبنای این اصول، نویسندگان راهنمای زیر را ارائه می کنند:

  1.  دوجنسگرایان را از گروه های دیگر جدا کنید: اگر درباره گروه بزرگتری که شامل دوجنسگرایان نیز می شود، تحقیق می کنید یا می نویسید دوجنسگرایان را زیر مجموعه گروه های دیگر (مثلاً همجنسگرایان) قرار ندهید و فرض نکنید که مسائل برای همه افراد ال جی بی، یا ال جی بی تی و جامعه رنگین‌کمانی یکسان است.
  2. از محو کردن دوجنسگرایان بپرهیزید: در محو دوجنس‌گرایان مشارکت نکنید یا مشاهده ناپذیری دوجنسگرایان را با پژوهش یا نگارش با هدف ضمنی یا آشکار پرسشی درباره وجود “واقعی” دوجنسگرایان یا اشکالی از دوجنس‌گرایی، بازتولید نکنید.
  3.  در تفسیر محتاط باشید: فکر نکنید که سئوال درباره علت دوجنس گرایی بیش از طرح پرسش در مورد علت دگرجنس‌گرایی، همجنس‌گرایی یا هر   گرایش جنسی دیگری مرتبط، جذاب یا مفید است.
  4. از “دیگری سازی” پرهیز کنید: از بازنمایی معمول دوجنسگرایان به عنوان آن دیگران جذاب و عجیب و غریب، غیر معمول و دلربا بپرهیزید.
  5.  از انتقادات غیر منصفانه بپرهیزید: از این ادعای معمول بپرهیزید که “دوجنسگرایان گروهی هستند که تصور می کنند رادیکال هستند، در حالیکه این گونه نیست”. همه دوجنس‌گرایان به دنبال این نیستند که رادیکال یا کوئیر باشند و درک های بسیار متفاوتی درباره چیستی دوجنس‌گرایی وجود دارد. به عنوان نمونه برخی از علاقه به هر دو جنس مرد و زن صحبت می کنند، برخی از علاقه به مردم فارغ از جنیست شان و برخی تعمداً این ایده را که افرادی که به آن ها علاقه مند می شود یا مرد هستند یا زن، به چالش می کشند.
  6.  گوناگونی را در نظر بگیرید: تنوع تجربه ها را در میان دوجنس‌گرایان و اجتماعات دوجنس‌گرایان در نظر بگیرید. فرض نکنید که آنچه که درباره یک فرد، گروه یا اجتماع صدق می کند، درباره همه درست است. درباره دوجنس‌گرایی یا “این دوجنس‌گرایی مشخص” طوری ننویسید که انگار تنها یک نوع دوجنس‌گرا یا یک نوع تجربه دوجنس‌گرایی وجود دارد. به ویژه، به اثرات متقابل و همزمان مفاهیمی چون جنسیت، نژاد، فرهنگ، مذهب، طبقه اجتماعی، سن، نسل، توانایی‌ها، مکان جغرافیایی، شکل بدن و دیگر جنبه های اجتماعی و تاریخی که بر شیوه های تجربه و فهم علاقه به بیش از یک جنس اثر می گذارد، آگاه باشید. اگر دوجنس‌گرا یا همه‌جنس‌گرا نیستید، از افتادن در دام این پیش‌داوری که همه دوجنسگرایان مانند آنهایی هستند که با آن ها گفتگو کرده اید بپرهیزید. اگر خودتان دوجنسگرا هستید، از   این تصور که همه دوجنس‌گرایان مانند شما هستند، بپرهیزید.  تجربیات دیگری همیشه برای استفاده به عنوان معیاری برای سنجش  و درک  تجربه های خودتان مفید نیست.
  7. با موضوع از نزدیک آشنا شوید: مطمئن شوید که قبل از شروع نوشتن و پژوهش با اجتماعات دوجنسگرایان و گفتگوهایشان آشنا شده‌اید. اگر عضوی از این اجتماعات و یا در معرض این گفتگوها نیستید، همکاری پژوهشگران یا راهنمایی افرادی که عضو این گروه ها هستند را جدی بگیرید و زمان کافی را برای بدست آوردن این آشنایی، پیش از شروع کارتان صرف کنید. به یاد داشته باشید که موضوع کار شما‌« انسان‌ها » هستند و نه نمایشگاه ها و کتاب های مرجع. توضیح دهید که چه کسی هستید، روشی برای ارتباط افراد با موسسه یا خودتان اعلام کنید و موضوع تحقیق را به روشنی بیان کنید. اگر افراد راحت نیستند شما را در جمع دوجنسگراها و همه‌جنس‌گراها بپذیرند، به انتخاب آنها احترام بگذارید. آن ها بیش از شما به بودن در این مکان‌ها و اجتماعات نیاز داشته باشند.
  8.  مسئولیت پذیر باشید: اطمینان حاصل کنید که کارتان به درد افرادی می خورد که می‌خواهید بازنمایی شان  کنید. قبل از شروع کارتان از آن ها بپرسید چه پرسش‌هایی برایشان اهمیت دارد و به سادگی کارهایی را انجام ندهید که پیش از این انجام شده اند. خوب است که به مشارکت کنندگان این شانس را بدهید که درباره پژوهش نظر بدهند و به افراد و سازمان‌هایی که آنها را نمایندگی می کنید، بازخورد دهید. از افراد و اجتماعات دوجنسگرا و همه‌جنس‌گرا دعوت کنید که در کار شما مشارکت کنند و از وقت و انرژی ای که می گذارند استقبال کنید.
  9.  باز باشید: کارتان را به سادگی هدایت کنید و مطمئن شوید که روش کار شما می‌تواند به راحتی آموخته شود. شما درباره تجربیات افرادی که درباره شان می نویسید و تحقیق می کنید، “متخصص” نیستید، آنها متخصص تجربیاتشان هستند. تلاش کنید از پیش‌داوری درباره آنچه که خواهید یافت بپرهیزید و درباره پیش فرض هایی که حتماً دارید، خودآگاه باشید. آماده به چالش کشیدن این پیش فرض ها هم باشید!
  10.  نابرابری قدرت را منعکس کنید: موقعیت خودتان را نسبت به افرادی که درباره شان می نویسید یا تحقیق می کنید، منعکس کنید. به راحتی و آشکارا توضیح دهید به عنوان پژوهش‌گر، یا “پژوهشگر متخصص” و احتمالاً به عنوان عضو حقوق‌بگیر یک موسسه یا برخوردار از حمایت آن، در مورد شکل دادن به تفسیرها و نتیجه گیری هایتان و همین‌طور تصمیم گیری درباره اطلاعاتی که منتشر می کنید، دقیقاً چه قدرت و نقشی دارید؟ فکر کنید که چرا به این حوزه علاقه مندید و سهم‌تان در آن چیست. چگونه ممکن است این‌ها بر اینکه چگونه سئوال می پرسید، افراد را می بینید، پژوهش را پیش می‌برید و می نویسید و منتشر می کنید تأثیر بگذارد؟ اثر همه این ها بر روی افرادی که بازنمایی‌شان می کنید چیست؟ راههای جایگیزین را در نظر بگیرید و مطمئن باشید که درباره این موضوعات با اجتماعاتی که درباره شان می‌نویسد و در نوشته تان باز هستید.
  11.  درباره پیش زمینه‌های ذهنی‌تان آگاه باشید: پیش زمینه ای که افراد دارند، نقش مشخصی در محتوای آنچه که می‌گویند و هم روش طرح آن دارد. برای مثال، افراد ممکن است درباره در یک برنامه برگزار شده توسط یک انجمن، در کنار شریک جنسی‌شان، یا در ملاقات با یک پژوهش‌گر غیر دوجنسگرا که قبلاً هرگز ملاقات نکرده اند، در مورد دوجنسگرایی کاملاً متفاوت صحبت کنند. جمله ها را از پیش زمینه شان جدا نکنید یا تصور نکنید که آنها تمام آنچه را که یک شخص درباره دوجنسگرایی می فهمد یا بیان می کند، انعکاس می دهند.
  12. عضویت در گروه های دیگر را پیش فرض نگیرید: همه دوجنس‌گراها عضو گروه های دیگر نیز نیستند. پیش فرض های معمول این است که همه دوجنسگراها در رابطه‌های موازی، سفیدپوست، دارای تحصیلات دانشگاهی یا راحت و آشنا با اصطلاحات دانشگاهی، آشکارا دوجنسگرا، با برچسب دوجنسگرا راحت، دارای عقاید سیاسی یکسان، حاضر در گروه‌های LGBT هستند، با گروه‌های دوجنس‌گرا رفت و آمد می‌کنند و علاقه مندند که به پرسش های شما و سایر پژوهشگران پاسخ دهند.
  13. به نحوه استفاده از کلمات و زبان احترام بگذارید: از برچسب ها و اصطلاحاتی استفاده کنید که افرادی که درباره شان می نویسید یا تحقیق می کنید خودشان استفاده می‌کنند. اطمینان حاصل کنید که زبانشان را به اشتباه بازنمایی نمی کنید، برای مثال، از فاصله گذاری بین کلمه دو-جنس‌گرا یا دو-جنس‌گرایی  یا اضافه کردن “سکشوال” وقتی فرد تنها از کلمه “بای” استفاده می کند بپرهیزید. باور داشته باشید که افرادی که به بیش از یک جنس علاقمند می شوند ممکن است اصلاً از برچسبی استفاده نکنند یا از برچسب های دیگری جز دوجنس‌گرایی استفاده کنند، برای مثال: همه‌جنس‌گرا (پان سکشوال، امنی سکشوال)، کوئیر، گی. گاهی هم ممکن است این برچسب ها را در کنار دوجنس‌گرا یا بدون آن استفاده کنند . مثلاً برخی لزبین ها از برچسب گی هم برای خودشان استفاده می کنند و برخی مخالف استفاده این کلمه هستند.
  14. خودتان را جای آن ها بگذارید: تصور کنید که اگر به همان شیوه ای که شما قصد دارید تحقیق کنید یا بنویسید، خودتان یا گروه تان مورد مطالعه قرار می گرفت یا در موردتان می نوشتند چه احساسی داشتید .
  15.  درباره پژوهشگران پیش فرض نداشته باشید: این پیش فرض که همه پژوهشگران دیگری که درباره دوجنس‌گرایی نوشته اند خودشان هم دوجنسگرا هستند – یا نیستند- درست نیست. این  پیش فرض که دوجنسگراها خودشان پیشینه دانشگاهی ندارند یا درگیر نوشتن و تحقیق نیستند هم درست نیست. تصور نکنید پژوهشگرانی که خودشان دوجنسگرا هستند در مقایسه با دیگران کمتر یا بیشتر قابل اعتماد و بنابراین انتقادپذیر ترند.

 

 

 

Barker, Meg & others (2012)Guidelines for Researching and Writing About Bisexuality, Journal of Bisexuality, 12:3, 376-392.

سوال هایی که نباید پرسید!

“دوجنسگرایی هم کلک خوبیست، نه؟ همه‌جنس‌گرایی که بهترین کلک دنیاست!”

appropriate3__0

خیلی مهم است که شما باور داشته باشید مجبور نیستید به عنوان یک دو‌جنس‌گرا یا همه‌جنس‌گرا خودتان و وجودتان را توجیه کنید و دیگران را ۱۰۰٪ متقاعد کنید که این گرایش‌ها و افرادی با این گرایش واقعاً وجود دارند.  با این حال این پرسش‌های رایج را برای شما اینجا فهرست کرده‌ایم تا بدانید چرا نباید این سوال‌ها را پرسید یا چه جواب‌هایی را می‌توانید  آماده در آستین داشته باشید!

  • “یک عالمه سکس داری نه؟! “

درباره سکسوآلیته دوجنس‌گراها و همه‌جنس‌گراها همیشه اغراق می‌شود. همه فکر می‌کنند آنها همیشه در حال رابطه جنسی چند نفره هستند و لباس‌ها  و رفتارهای جنسی عجیب و غریب دارند! دلیل همه این‌ها نوع نمایش این گرایش جنسی در رسانه‌هاست. این‌که دوجنس‌گراها و همه‌جنس‌گراها به دسته‌های بیشتری از انسان‌ها علاقه‌مند می‌شوند، دلیلی بر فراگیر بودن رابطه‌های جنسی یا عاطفی موازی در این گروه نیست! درست مثل کسانی که خود را دگرجنس‌گرا می‌دانند، برخی از دوجنس‌گراها یا همه‌جنس‌گراها اهل رابطه‌های موازی هستند و برخی دیگر هم در هر رابطه تنها با یک نفر می‌مانند.  این پیش‌داوری غلط در مورد این گرایش جنسی می‌تواند موجب آزارهای جنسی و روانی خاص این گروه شود.

  • “الآن که با فلانی – از جنس مخالف – هستی دیگه دگرجنسگرا شدی ؟!”

وقتی یک فرد دوجنس‌گرا یا همه‌جنس‌گرا رابطه‌ای با شخصی با جنسیت مخالف خودش آغاز می‌کند، همه فکر می‌کنند “بالاخره انتخاب کرد”. جنسیت و گرایش جنسی بازی فوتبال نیست که مجبور باشیم یک طرف زمین را انتخاب کنیم. فقط به این دلیل که یک نفر که خود را دوجنس‌گرا یا همه‌جنس‌گرا می‌داند رابطه‌ای را آغاز کرده، بسته به جنسیت یا جنس طرف مقابل، هم‌جنس‌گرا یا دگرجنس‌گرا نمی‌شود. باور کنید که دوجنس‌گرایی و همه‌جنس‌گرایی مثل باقی گرایش‌های جنسی واقعی هستند!

  • ” ولی بین خودمان باشد، دوجنس‌گرا و همه‌جنس‌گرا وجود ندارد، نه؟”

درست است! وجود ندارند! برای همین شما دارید همین حالا با حجمی از هوا صحبت می‌کنید! اگر الآن روبرویتان کسی نیست، لابد طرف دوجنس‌گرا یا همه‌جنس‌گرای مورد نظر شما حوصله‌اش از دست شما سر رفته و شما را به حال خودتان رها کرده! شاید به‌خاطر همین باور غلط است که این دوگرایش در سایه هم‌جنسگرایی کمرنگ می‌شوند و افرادی که این گرایش را دارند نادیده گرفته می‌شوند.

  • “یعنی تو گی / لزبین واقعی نیستی؟”

تیر خلاص! این دقیقاً کاریست که خودآگاه و ناخودآگاه برای حذف دوجنس‌گراها و همه‌جنس‌گراها در جامعه LGBT انجام می‌شود و دقیقاً به همین دلیل هم بسیاری از افرادی با این دو گرایش ابراز می‌کنند جای خود را در جامعه رنگین‌کمانی پیدا نمی‌کنند. خوب است بدانید عدم پذیرش بر سلامتی روانی دوجنس‌گرایان و همه‌جنس‌گرایان تاثیرات منفی شدیدی می‌گذارد.

  • “ولی دوجنس‌گراها و همه‌جنس‌گراها آنقدرها هم زیاد نیستند!” 

باز هم یک پیش‌داوری غلط دیگر. پژوهش‌ها نشان می‌دهند دوجنس‌گراها از لحاط جمعیت سومین گروه در جامعه LGBT انگلستان هستند.  شاید این هم یکی دیگر از آثار پیش‌داوری‌های رایج باشد. حتی در سریالی مثل “نارنجی نام جدید سیاه است” که سریالی پیش‌رو محسوب می‌شود، پایپر هرگز یک دوجنس‌گرا معرفی نمی‌شود. او یک دگرجنس‌گراست که تنها در مدت کوتاهی با یک زن هم رابطه‌ای جدی داشته است.

  • ” این دوران زندگی‌ت هم می‌گذره. حالا می‌خوای از کمد هم بیای بیرون و آشکارسازی کنی؟”

دوجنس‌گرایی و همه‌جنس‌گرایی هم مثل باقی گرایش‌های جنسی غیر از دگرجنس‌گرایی آشکارسازی لازم دارند. اما واقعیت این‌ است که افرادی با این گرایش کم‌تر آشکارسازی می‌کنند. می‌پرسید چرا؟ باقی سوال‌ها را بخوانید و تصور کنید در هر مرحله از زندگی مجبور باشید به چنین سوالاتی جواب دهید.

  • “حالا راستش را بگو! زن‌ها را بیش‌تر دوست‌ داری یا مردها را؟”

این دیگر چطور سوالیست؟ مثل سوال “مادرت را بیش‌تر دوست داری یا پدرت را” که از همه  در کودکی می‌پرسند؟  بله، درست است که سکسوالیته یک اسپکتروم پیوسته است و بعضی از دوجنس‌گراها یا همه‌جنس‌گراها یک دسته، زنان یا مردان را بیش‌تر ترجیح می‌دهند اما طرح این سوال تلاشی خودآگاه یا نا‌خودآگاه برای جادادن افراد در یکی از این دو دسته است :‌ هم‌جنسگرا یا دگرجنس‌گرا. طبیعتاً این، پرسشی بسیار خصوصی است و به احتمال زیاد اگر جوابی به آن داده شود، با راحتی نیست.

  • “داری فقط جلب توجه می‌کنی، نه؟”

این تفکر که افرادی هستند که با گرایش جنسی‌شان خواهان رفع عطش توجه‌شان هستند واقعاً خنده‌دار – و احمقانه – است، بویژه اگر یادمان باشد دوجنس‌گراها و همه‌جنس‌گراها از همه طرف تحت فشار هستند و  گرایش‌هایشان یا معمولاً به رسمیت شناخته نمی‌شود یا تصویر رابطه‌های جنسی دسته‌جمعی با شرکت انواع جنسیت‌ها در ذهن می‌آورد.

ما تنها نیستیم – آلفرد کنزی

kinsey1آلفرد کنزی (Alfred Kinsey)بیش از هرچیز به‌خاطر پژوهش‌هایش در حوزه سکسوآلیته و گرایش‌های جنسی معروف است. کنزی بیولوژیست و استاد حشره‌شناسی و جانورشناسی بود که در سال ۱۹۴۷ و در سن ۵۳ سالگی انستیتوی پژوهش بر رابطه جنسی را در دانشگاه ایندیانا تأسیس کرد. این انستیتو امروزه به نام «انستیتوی مطالعات جنسی، جنسیت و تولید مثل کنزی» شناخته می‌شود که گزارش‌های مربوط به معیار کنزی (Kinsey Scale) را در مورد سکسوآلیته انسان‌ها منتشر می‌کند. این معیار درواقع سنگ بنای سکسولوژی مدرن است که در زمان خود مورد اعتراض‌های زیادی قرار گرفت.

 

 

ما تنها نیستیم – پیترو آرتینو

Pietro_Aretino_1

 

 

پیترو آرتینو (Pietro Aretino) در دوران رنسانس ایتالیا به عنوان دوجنسگرا شناخته نمی‌شد، بلکه به او لقب و صفت “اهل    رابطه بی‌قید” داده بودند، چرا که او هم با مردان و هم با زنان رابطه نزدیک برقرار می‌کرد. تمایلات جنسی آرتینو به هم‌جنسان خود حتی در اشعار، نمایش‌نامه‌ها و داستان‌هایش  هم هویداست .

شخصیت اول داستان«میرآخور» مردیست که پس از ازدواج اجباری با یک زن، از کشف این واقعیت که او مردیست زن‌پوش به وجد می‌آید.

 

 

ما تنها نیستیم – کیت براون

kate-brown-headshot-2012-color-275x347

کیت براون، اولین زن فرماندار دوجنسگرا در ایالات متحده امریکا

کیت بروان متولد ۲۱ ژوئن ۱۹۶۰ است. کیت براون در تاریخ ۱۸ فوریه ۲۰۱۵ به عنوان ۳۸امین فرماندار ایالت اورگان امریکا قسم یاد کرد و بدین ترتیب برای اولین بار فردی آشکارا دوجنسگرا و آشکارا عضو جامعه رنگین‌کمانی‌ها به فرمانداری ایالتی در امریکا رسید.
او اولین دوجنسگرای آشکاری بود که در وزارت امور خارجه ایالات متحد امریکا در مقامی مهم در رده تصمیم‌گیری کشور مشغول به کار شد. در سال ۲۰۰۴، کیت براون به رهبری “اکثریت سنای اروگن” رسید و برای پیشبرد حقوق شهروندی و حقوق هم‌زیستی تلاش‌های موثری کرد.

او با یک مرد ازدواج کرده است و هم مادر دو فرزند است.
او به اسب‌دوانی و طبیعت‌گردی علاقه دارد.

 

ما تنها نیستیم – کیرستن سینما

Kyrsten 01کیرستن سینما (Kyrsten Sinema) اولین زن دوجنسگرایی است که به کنگره امریکا راه یافته است. کیرستن متولد ژوئیه ۱۹۷۶ است و پیش از سناتوری در کنگره در دو دوره انتخابات سنای ایالت آریزونا به پیروزی دست‌ یافت. آنچه کیرستن سینما را از سایر سیاستمداران متمایز می کند، تنها گرایش جنسی آشکار او نیست. سینما متولد ۱۹۷۶ است و نماینده نسل جدید سیاست‌گذاران امریکایی است. او در کنار حمایت از قانون ازدواج برابر در امریکا، برای پیشبرد برنامه Dream Act که هدف فراگیر کردن رشد، آموزش وامنیت  برای کودکان و نوجوانان خارجی که در سال ۲۰۱۰ رد شد، تلاش می‌کند.