Author Name

Quisque ut nisi. Donec mi odio, faucibus at, scelerisque quis, convallis in, nisi. Suspendisse non nisl sit amet velit hendrerit rutrum. Ut leo. Ut a nisl id ante tempus hendrerit. Proin pretium, leo ac pellentesque mollis.

Latest Posts

Mauris vitae erat consequat auctor eu in elit

فایده گرایی، دگرجنسگرامحوری و پورن دگرباشان

صنعت پورن سیاست‌ مردمحوری و خشونت مردانه را در پورن عمومی باز تولید می‌کند. همچنین دگرجنس‌گرامحوری در سایه عدم توجه به پورن دگرباش و برای کسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. بازیگران پورن دگرباش در سایت‌های خصوصی و عمومی، در جهت تداوم کاستی‌های پورن دگرباش حرکت می‌کنند.

فایده گرایی (۱)، دگرجنسگرامحوری (۲) و پورن دگرباشان (۳)

ساشا هنردوست-هدف از نوشتن این مقاله بسط آن چیزی است که تحت عنوان مردمحوری در صنعت پورن تعریف می‌شود. به همین منظور از یافته‌های پژوهشگران این مقوله برای درک و توضیح مسئله «دیگری» نیز بهره می‌بریم که با عنوان دگرجنسگرامحوری در پورن شناخته می‌شود. همچنین مقایسه و بررسی وضعیت پورن دگرجنس‌گرایان (۴) و دگرباشان جنسی در سه حوزه پورن عمومی (۵)،  بی‌دی‌اس‌ام (۶) و پادوستی (۷) را پی می‌گیریم.

مقدمه
دهه‌ها از پیدایش پورنوگرافی (۸) به عنوان یک صنعت می‌گذرد. نظامی که هر روز مخاطبان بیشتری جذب می‌کند و «با حرفه‌های مالی، رسانه‌ای و ارتباطات پیوند دارد» (۹).
در واقع محور صنعت پورن بر سودمندی و فایده گرایی بنا شده است؛ به این صورت که رقابت‌های بیشتری می‌آفریند و تولیدات خود را افزایش می‌دهد. تولیداتی از قبیل: فیلم و مجلات سکسی، راه اندازی و مدیریت سایت‌های پورن، ساخت وسایل و کلوپ‌های جنسی.
اما صنعت پورن برای رسیدن به اهداف خود نیازمند متحدانی نیز هست. به این منظور سایت‌ها و موتورهای جستجو، کارخانه‌های تولید ابزار جنسی، مجلات و دیگر گونه‌های ارتباطات با پورن متحد می‌شوند. در عوض آنها نیز در سود پورنوگرافی سهیم هستند (۱۰).
از نگاه فمینیستی (۱۱)، پورن نه یک لذت همگانی که باز تولیدی است از قدرت مردانه و با توجه به نیاز مرد.

 

مرد و زن در پورن دگرجنس‌گرا
مرد مورد نظر صنعت پورن، فرمول‌بندی شده است و در واقع «همان شکل ایده‌آل سرکوبگر اجتماعی به نظر آریس یانگ، مرد سفید پوست دگرجنس‌گرایی است که در جریان اصلی سلطه اجتماعی به لحاظ تاریخی قرار گرفته است» (۱۲).
این مردمحوری در سایه جنسیت‌زدگی (۱۳) رخ می‌دهد و نیازی را بر نیاز دیگر ارجحیت می‌بخشد.
مدل مرکز-پیرامون (۱۴)، در این‌باره کاربرد بجایی دارد. به این منظور تمایل مرد (مرد دگرجنس‌گرا) در مرکز قرار می‌گیرد و تمایل غیر او به پیرامون رانده می‌شود، اما همین مرکز یک محور اساسی حول خود به پیش می‌راند که شامل بحث “تولید سکس برای مرد دگرجنس‌گرا” می‌شود.
با این وضع، زن دچار شی‌انگاری می‌شود و نقش ابزار را برای مرد دگرجنس‌گرا بازی می‌کند. هر چند که بازیگری در پورن اجباری نیست (۱۵).
همچنین مقوله مر محوری در پورن، دچار نوسانات نیز هست. به این منظور که نیاز زن دگرجنس‌گرا تماماً نادیده گرفته نمی‌شود.
حال که به این موضوع پرداختیم، از یافته‌های آن برای مقایسه و تفسیر دگرجنس‌گرامحوری و دگرباشی جنسی -در صنعت پورن و با توجه به سه حوزه نامبرده- می‌پردازیم.
منظور ما از پورن عمومی، پورنی است که حداقل در سطح جامعه و افکار عمومی، بیشتر نمود دارد. این مدل پورن شامل مواردی است از جمله: سکس مقعدی، سکس واژنی، ساک زنی، استفاده از سینه‌های زنانه و مواردی این چنینی.
در پورن عمومی دگرجنس‌گرایی، با این تصویر روبرو می‌شویم که زنی نیازمند مورد فعل واقع شدن است و مرد دگرجنس‌گرا نقش فاعل را بازی می‌کند. این تصویر باز تولید بی‌توجهی به نیاز زن است و زن در پورن عمومی تبدیل به ابزار می‌شود.
این دلیلی بود که فمینیست‌ها برای مقابله با آن برخاستند؛ اما از نگاه بعضی گروه‌ها، پورن دلیل مورد خشونت واقع شدن زنان نیست بلکه نتیجه نوع نگاه مرد سالارانه است که دوباره انتشار می‌یابد.

اوضاع پورن دگرجنسگرا در سه حوزه مورد نظر
به هر حال در پورن مبتنی بر ارباب-بردگی (۱۶)، با حالتی شبیه به تناقض روبرو می‌شویم.
زنی دیگرآزار (۱۷) و خشن که مرد خود آزار (۱۸) را به ابزاری برای تمایل خود تبدیل کرده است. مرد خفت را با کمال میل میپذیرد و از دستورات سرور (۱۹) خود اطاعت می‌کند و از اینکه در اختیار اوست، متشکر است.
گویی دیگر خبری از باز تولید خشونت مردانه و ارجحیت او بر زن نیست و چه بسا مدل بدتر از آن به مرد اعمال شده است. این موضوع تا حدی درست است.
این وارونگی وقتی بیشتر نمود می‌یابد که با تولیدات بالای فیلم پورن در این زمینه، تنوع قابل قبول و استانداردهای لازم فیلم برداری طرف هستیم.
اما تمام موضوع این نیست. در روی دیگر این حالت، زنی است که دیگر -مثل پورن عمومی- مورد خشونت واقع نمی‌شود اما همچنان شی‌شدگی او در جریان است.
همین بحث در پا دوستی دگرجنس‌گرا نیز مطرح است.
در این حالت از پورن، زنی را می‌بینیم که پاهایش را در اختیار مرد قرار می‌دهد و این مرد شروع به بوسیدن، لیسیدن و برقراری رابطه با آنها می‌کند.
این شبیه به مدل بسیار تنزل یافته بی‌دی‌اس‌ام است، زیرا در اینجا نیز خبری از خشونت علیه زن نیست، زن لذت می‌برد و مرد نیز هم چنین. این تا حدی درست است، اما در بخش دیگر آن تکرار همین شی‌شدگی زن در پورن است. با این حال مردمحوری در پورن دگرجنس‌گرا مطلق نیست، حتی نیاز زن نیز مطرح می‌شود و این مردمحوری نوسانات و کاهش و افزایش های خود را دارد.
شی‌گونه بودن زن در دو مورد آخر، لزوماً به معنای مرد سالاری نیست. (همچنین پورن بی‌دی‌اس‌ام، خود به نوعی باعث در هم شکستن کلیشه مردانگی و مردسالاری می‌شود و از این جهت خود یک کوییر رادیکال  (۲۰) است.)
حال که سه حوزه مورد نظرمان را در پورن دگرجنس‌گرا توضیح دادیم، به مقایسه آنها با اوضاع پورن دگرباش می‌پردازیم.

پورن دگرباش؛ مقایسه و توضیح
چرا از اصطلاح دگرجنس‌گرامحوری برای توضیح پورن دگرباش استفاده می‌کنیم؟
همانطور که گفتیم، پورن مبتنی بر منفعت است؛ از این رو علاقه عموم مردم را مد نظر قرار می‌دهد، زیرا سود بیشتر در جمعیت بیشتر است. با این اوصاف، پورن دگرباش دچار کاستی‌هایی می‌شود. در این مورد نیز می‌توان از مدل مرکز-پیرامون استفاده کرد، به این صورت که نیاز دگرجنس‌گرا در مرکز و نیاز دگرباش در پیرامون قرار دارد.
در مدل دقیق‌تر مرکز-پیرامون از لایه‌ای دیگر به نام نیمه پیرامون نیز استفاده می‌شود. این بخش بین مرکز و پیرامون قرار دارد. ما برای توصیف پورن دو زن از اصطلاح نیمه پیرامون استفاده می‌کنیم و پورن دو مرد را در مقایسه با اینها، پیرامونی می‌دانیم.
حال این سوال را پی می‌گیریم که چرا پورن دو زن در مقایسه با پورن دو مرد، اینقدر تفاوت دارد؟ برای مثال کیفیت فیلم و صدا، تنوع، تعداد فیلم‌ها و استاندارهای لازم تولید یک فیلم پورن، در پورن دو زن به طور قابل توجهی بهتر است تا پورن دو مرد.
آیا این تناقضی در پورن دگرباش است یا اینکه در سایه عواملی دیگر صورت می‌گیرد؟
بحث مردمحوری در پورن را تشریح کردیم. حال این مقوله ما را به درک بهتر تناقض مان کمک می‌کند.
مرد دگرجنس‌گرا به جنس زن علاقه دارد، جنس زن نیز در پورن دو زن محضور است. با این وجود، پورن دو زن نه برای مخاطب لزبین (۲۱) و دوجنس‌گرا (۲۲)، که در جهت تمایل مخاطب دگرجنس‌گرا و -به طور دقیق‌تر- مخاطب دگرجنس‌گرای مرد منتشر می‌شود. حال، اگر به تفاوت قابل توجه بین پورن دو مرد و دو زن بر می‌خوریم، سیاست دگرجنس‌گرامحوری و مردمحوری را حس می‌کنیم.
این سیاست باعث انحصاری شدن پورن می‌شود. به این شکل که تولیدات خود را منحصر به یک گروه خاص می‌کند و این در نادیده گرفتن نیاز مخاطب دگرباش موثر است.
ما از مردمحوری صحبت کردیم؛ پس می‌توان فهمید چرا پورن دو زن نسبت به پورن دو مرد کیفیت بهتری دارد، اما مگر دگرجنس‌گرامحوری در پورن حضور ندارد پس چرا در جهت تمایل زن دگرجنس‌گرا -مثل مرد دگرجنس‌گرا- عمل نمی‌کند؟ ارجحیت تمایل مرد (دگرجنس‌گرا) بر زن (دگرجنس‌گرا) و به نوع دقیق‌تر مردمحوری باعث این تفاوت‌ها است.
با این تفاسیر، اگر نیاز مخاطب لزبین و دوجنس‌گرا نیز تامین می‌شود نه به طور مستقل که در سایه نیاز مخاطب دگرجنس‌گرا صورت گرفته است (۲۳).
هر چند کاستی‌های پورن دو مرد همجنس بیشتر در حوزه بی‌دی‌اس‌ام و پادوستی نمایان است. یعنی نیاز عام دگرباش تا حد قابل توجهی تامین می‌شود اما تنوع و توجه به علایق دیگر آنها، در سایه می‌ماند.
حال بحث آخر را دنبال می‌کنیم که چرا پورن استار دگرباش، ابزار می‌شود. تشریح این موضوع بحث را به کاستی های پورن دو مرد مرتبط می‌کند.

شی شدگی و پورن دگرباش
در سایت‌های عمومی پورن، هم گردانندگان سایت امکان آپلود فیلم را دارند و هم عموم مردم.
حال این تصور سخت نیست که باز گذاشتن دست عموم در آپلود چگونه به پورن دگرباش لطمه می‌زند.
عموم مردم از استانداردهای لازم برای تولید فیلم پورن استفاده نمی‌کنند، زوایای فیلم برداری، کیفیت فیلم و صدا و دیگر مسائل عملاً نادیده گرفته می‌شود و نبود تجهیزات فیلم‌برداری ضربه دیگری است به پورن دگرباش. تعداد بالای آپلود عموم وقتی بیشتر جلب توجه می‌کند که مدیران سایت نه خودشان به تنوع، تعداد و کیفیت توجه کامل دارند و نه نظارتی بر حجم آپلودها (که بخش قابل توجهی از آنها آپلود هرز هستند) می‌کنند.
در پورن دگرجنس‌گرا نیز چنین است اما توجه گردانندگان سایت‌های پورن به تولیدات خود و کیفیت آنها، این کاستی‌ها را کمتر می‌کند.
با این حال سایت‌هایی وجود دارند که به طور مخصوص تنها برای مخاطب دگرباش راه اندازی می‌شوند و کسی جز دارندگان سایت امکان آپلود فیلم را ندارند. تولیدات این سایت های خصوصی، با تجهیزات و استاندارهای لازم صورت می‌گیرد.
و این به ظاهر کمکی است در جهت کم کردن کاستی‌ها. اما این سایت‌ها نه با سیاست رفع مشکل در پورن دگرباش که در جهت فایده‌مندی و سود محوری عمل می‌کنند. به عبارتی روش “پول بده، استفاده کن” را دنبال می‌کنند که خود چاله دیگری است که برای پورن دگرباش کنده می‌شود. در اینجا فایده‌محوری و «سرمایه داری (۲۴) درصدد است که از همه جوانب زندگی پول بسازد و همه چیز را به کالا، حتی احساسات و تمایل جنسی ما را به چیزی که قابلیت خرید و فروش داشته باشد تبدیل کند» (۲۵)، اما بازیگران پورنی که در این سایت ها همکاری می‌کنند، منجر به تداوم و تکامل همین سایت‌ها می‌شوند. آنها در ازای بازیگری حقوق خود را می‌گیرند در حالیکه تعامل آنها سیاست سود‌مندی را مستحکم می‌کند.

نتیجه
صنعت پورن سیاست‌ مردمحوری و خشونت مردانه را در پورن عمومی باز تولید می‌کند. همچنین دگرجنس‌گرامحوری در سایه عدم توجه به پورن دگرباش و برای کسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. کیفیت پورن دو زن همجنس نیز تکرار همان سیاست مردمحوری و دگرجنس‌گرامحوری است. زنان در پورن دگرجنس‌گرا و پورن دو زن سیاست‌ها را تداوم می‌بخشند و بازیگران پورن دگرباش در سایت‌های خصوصی و عمومی، در جهت تداوم کاستی‌های پورن دگرباش حرکت می‌کنند.

—————————————————————————————————————————————————————————————————————–

توضیحات:
(۱) Utilitarianism
(۲) Heterosexism
(۳) Queers porn
(۴) Heterosexual
(۵) Public Porn
(۶) BDSM: Bondage, Domination, Sadism, Masochism
(۷)Foot fetishism یا Podophilia
یا پا دوستی حالتی است که در آن شخص علاقه چشمگیری به پا دارد. این وضع در روانشناسی طبیعی شمرده شده است.
(۸) Pornography
(۹) در دسترس است در:
http://bit.ly/2HLgeHf
(۱۰) رجوع شود به: (۹۹)
(۱۱) Feminism
(۱۲) فهم همجنسگرایی ایرانی، مهدی طائف، ص ۶۷٫ برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به: Young, 1990, p, 176
(۱۳) Sexism
(۱۴) Center-Periphery,
اصطلاحی که جان فریدمن در ۱۹۹۶ معرفی کرد. این اصطلاح در مطالعات اقتصادی کاربرد دارد که ما از آن در فهم بهتر مطلب سود جستیم.
(۱۵) برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به:
https://goo.gl/FXwJ7p
(۱۶) Master-Slave
(۱۷) Sadist
(۱۸) Masochist
(۱۹)Mistress در اینجا منظور ما از این واژه، مفهوم خاصی است در ادبیات BDSM و برای زنی بکار می‌رود که دیگر آزار است. معادل مردانه آن Master است.
(۲۰) Radical Queer
منظور ما از این اصطلاح افرادی هستند که به صورت ریشه‌ای در مقابله با کلیشه‌های جنسی، جنسیتی و دوگانگی‌های این چنینی رفتار می‌کنند و تفکرات رایج مربوط را به چالش می‌کشند. در اینجا این مطرح است که در BDSM بصورت کاملاً پایه‌ای با این به چالش گرفتن‌ها مواجه هستیم.
برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به: (۱۲)
(۲۱) Lesbian
(۲۲) Bisexual
(۲۳) ما در این مقاله به طور خود خواسته از واژه دگرجنس‌گرا استفاده می‌کنیم. پورن بین زن و مرد، لزوماً نیاز فرد دگرجنس‌گرا را برطرف نمی‌کند، بلکه این تامین نیاز مخاطب دوجنس‌گرا را نیز به دنبال دارد، اما با توجه به بحث دگرجنسگرامحوری در پورن، این چنین واژه‌ای را بکار بردیم.
(۲۴) Capitalism
(۲۵) رجوع شود به: (۹)

 

 

پناهجویان دگرباش جنسی؛ فراموش شده در ترکیه

نیویورکر: مهسا گِسِن‌جون، ترجمه سایت ایران اینترنشنال– پناهنده که باشی، سلسله‌مراتب همدردی را خوب می‌فهمی. آدم‌هایی از کشورهای جنگ زده آمده‌اند،  برخی از فاجعه‌های انسانی گریخته‌اند که« تجسم جهانی» را به تسخیر خود درآورده، مثل انسان‌هایی که از سوریه آمده‌اند.

برخی دیگر از بروز ناگهانی خشونت و نفرت گریخته‌اند، مثل همجنس‌گرایانی که در گذر یک سال اخیر از چچن فراری شدند.

حال نوبت به تو رسیده است، آن‌قدر بدشانس بودی که رنج بکشی ولی رنج‌ات ارزش یک تیتر نخست رسانه‌ای را نداشته است. از نماینده‌های کمسیر عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، سازمانی که کارهای اسکان مجدد پناهندگان در سراسر جهان را انجام می‌دهد فقط این را شنیدی: «کشوری برای تو نداریم».

علی همجنس‌گرا از ایران که نخواست نام اصلی او فاش شود به نمایندگی از پناهجویان دگرباش جنسی ترکیه که توضیح دهد، «افسوس تمرکز جهانی بر پناهجویان سوری را نمی‌خورد. افسوس فعالیت‌هایی را هم نمی‌خورد که به بیشتر از یک صد پناهجوی فراری از چچن اجازه اقامتی امن در کانادا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها را داده است.

علی می‌گوید،« او فقط می‌خواهد همه به امنیت برسند. ولی او و دیگر پناهجویان دگرباش جنسی که هم‌اکنون مقیم ترکیه هستند، به کل فراموش شده‌اند».

پناهجویان اغلب به کشوری می‌گریزند که در آن بتوانند در دفتر کمیساریای پناهندگان درخواست اسکان مجدد در کشور سوم را بدهند. این فرآیند دقیقا شبیه به این نیست که مستقیم وارد یک کشور شده و در همانجا درخواست پناهجویی بدهند، ( گزینه‌ای که در دسترس بسیاری از این پناهجویان نیست)، ولی آنها با جایگاه قانونی یک پناهنده وارد کشور سوم خواهند شد.

به نظر می‌رسد که جای این پناهجویان در گذر کارهای اداری، امن است اما از شروع بحران پناهجویی، دفتر کمیساریای عالی در ترکیه لبریز از درخواست شده است.

بیشتر از سه و نیم میلیون پناهجوی سوری در ترکیه هستند، در کنار آن سیصد و شصت و پنج هزار نفر پناهنده از دیگر کشورها آمده‌اند. یعنی فرآیند دریافت جایگاه قانونی پناهنده که پیش‌تر چند هفته طول می‌کشید، حالا چند سالی طول می‌کشد. نکته این جا است که پیش از آغاز فرآیند اسکان مجدد، دریافت موقعیت حقوقی پناهندگی ضروری است.

پناهجویان در طول اقامت‌شان در ترکیه به کل کمک مالی یا کمک برای اسکان دریافت نمی‌کنند یا کمک‌های ناچیزی بدست‌شان می‌رسد.

وقتی از علی پرسیدم چند ساله است، لحظه‌ای گیج شد. «از وقتی آمدم اینجا دیگر سال‌ها را نمی‌شمارم.» ولی تاریخ تولدش یادش بود و سخت نبود تا حساب کند سی و پنج سالش است. در ایران بزرگ شده بود. او به گفت توسط مقام‌های امنیتی بازداشت و شکنجه شده بود – وقتی بیست و دو سالش بود. آن‌قدر از این اتفاق ترسیده بود که برای دو سال دیگر در وب‌لاگش در مورد مباحث دگرباشان جنسی چیزی ننوشت ولی بعدها دوباره سراغ نوشتن برگشت و چند دیدار مخفیانه با فعال‌های همجنس‌گرا برگذار کرد.

وقتی والدین علی به همجنس‌گرایی‌اش آگاه شدند، او را به تیمارستان فرستادند. وقتی هم از تیمارستان مرخص شد، یک سال و نیم او را در اتاقش حبس کردند و بعد سعی کردند او را به زور به ازدواج وادار کنند.

او تقلا می‌کرد تا کمی آزادی داشته باشند ولی هم‌زمان دنبال ساختن مستندی از زندگی همجنس‌گرایان در ایران بود.

در نهایت پس از آن‌‌که چند نفر از دوستان همکارش در ساخت این مستند بازداشت شدند، فهمید دیگر وقت خروج رسیده. «هر لحظه ممکن بود بازداشت بشوم و با حکم مرگ روبه‌رو.» در ایران مجازت همجنس‌گرایی، مرگ است.

علی و شریک زندگی‌اش که اهل هندوستان است، در ۲۰۱۰ میلادی به هند رفتند. علی آنجا احساس امنیت می‌کرد، ولی کمی بعد، آزارها و باج‌سبیل‌خواهی همسایه‌ها شروع شد که تهدید می‌کردند آنها را تحویل پلیس می‌دهند. (در هندوستان، همجنس‌گرایی مجازات زندان دارد.)

در ۲۰۱۴، این دو به ترکیه رفتند به امید اینکه بتوانند به کشوری امن برسند. همانند بسیاری از پناهجویان همجنس‌گرا – و لابد برخلاف دیگر گروه‌های پناهجو – علی ترجیح می‌داد تا به کشوری برود که فامیلی در آن ندارد.

عاقبت هر دو آنها جایگاه قانونی پناهنده را یک سال و نیم بعد از ورودشان به ترکیه گرفتند واز کمیسیاری عالی پناهندگان سازمان ملل خواستند آن‌ها را به هر کشوری می‌شود بفرستند.

آن‌ها البته می‌دانستند که فقط دو کشور – کانادا و امریکا – پناهندگان دگرباش جنسی را قبول می‌کنند.

وقتی علی و شریک زندگی‌اش می‌توانستند درخواست اسکان مجدد را بدهند، اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی بود.

کانادا در این سال اعلام کرد متعهد به دریافت پناهندگان سوری است و باعث شد دیگر پناهندگان ساکن ترکیه راهی به کانادا پیدا نکنند.

سپس دونالد ترامپ رییس‌جمهور منتخب امریکا شد. او تقریبا بلافاصله پس از ادای سوگند، ممنوعیت ورود پناهجویان از یازده کشوری را اعلام کرد که  آن‌ها را «بی‌اندازه خطرناک» می‌شناخت، ایران در این فهرست بود. (این ممنوعیت حالا برداشته شده –ولی در این فاصله امریکا آمار پذیرش پناهندگان را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.)

در اینجا بود که علی و دیگر پناهجویان دگرباش جنسی این را شنیدند: «کشوری برای تو نداریم.» علی گفت وقتی از کمیساریای عالی در مورد وضعیت پرونده‌شان پرسیدند، همین را شنیدند.

علی تخمین می‌زند بین هفتصد تا هشتصد پناهجوی دگرباش جنسی حالا در ترکیه باشند. بیشترشان از ایران آمده‌اند و در کنارشان اهالی عراق، افغانستان و دیگر کشورهای خاورمیانه‌ای هستند. در گذر دو سال اخیر، امید آن‌ها به یافتن خانه‌ای تازه کمرنگ شده و شرایط زندگی‌شان در ترکیه سخت‌تر از قبل شده. علی تاکید می‌کند شرایط برای همه پناهندگان سخت‌تر شده – همه باید مراقب خودشان باشند؛ شرایط اداری برای کسب مجوز کار سخت‌تر شده؛ همه صبوری‌شان کم شده و بعضی‌وقت‌ها اهالی محلی اذیت‌شان می‌کند. علی می‌گوید هنوز «اگر از کشوری جنگ‌زده به ترکیه آمده باشی، در ترکیه جنگی نیست، جایت امن است. ولی ما از حمله‌های همجنس‌گرا هراس و تراجنسیتی‌ هراس گریخته‌ایم و اینجا هم با همین‌ هراس‌ها رودررو هستیم.»

کمیساریای عالی، پناهجویان را به شهرهای کوچک ترکیه می‌فرستد و انتظار می‌رود تا پایان اقامت‌شان در کشور، همان‌جا باقی بمانند. مقام‌های ترکیه هم انتظار دارند آن‌ها هر هفته با امضا حضورشان را ثابت کنند.

دورتر از فضای شکوفای کوییرها در استانبول، شهرهای کوچک ترکیه فضای اجتماعی محافظه‌کارتری دارند و فضا عمومی پس از کودتای نافرجام ترکیه بدتر هم شده است. علی به من گفت که در ده روز اول ماه ژوئن، به پنج پناهجوی دگرباش در شهر یالوا، شهری کوچک در ساحل دریای مرمره، حمله شده، شهری که از لحاظ تاریخی، محل خانه‌های تابستانی جامعه روشنفکر استانبول است. یکی از قربانیان، یک زن تراجنسیتی بود که پس از چاقو خوردن، سه روز در بیمارستان بستری شد. علی گفت این حمله‌ها ناشنیده نیستند: «ما را کتک می‌زنند، به ما تجاوز کرده‌اند.»

بی‌پناهی خودش تبدیل به نوعی از خشونت می‌شود. علی گفت: «شاهد خودکشی پناهجویان هستیم،. یک مادر مجرد همجنس‌گرای زن نمی‌توانست برای بچه کوچکش در اینجا امکان درمان پیدا کند و سر همین به ایران برگشت. آنجا دست به خودکشی زد.»

اوایل همین ماه، چند پناهجوی دگرباش دور همدیگر جمع شدند و فکر کردند چه می‌شود کرد. علی گفت: «بعد این که امیدی به اسکان مجدد در امریکا نداریم، دیدیم دیگر گزینه‌ای برایمان نمانده. تصمیم گرفتیم تا بی‌پناهی‌مان را آشکارا نشان بدهیم.» این تصمیم کوچکی نبود. برابر شرایط اضطراری حاکم در ترکیه پس از کودتای نافرجام، در عمل امکان اعتراضی نیست. پناهجویان هم دل‌نگران اخراج از این کشور هستند.

از روی همین بی‌پناهی هم بود که در روز ۴ ژوئن، چندین پناهجو به دفاتر انجمن همگام با پناهجویان و مهاجران، یک سازمان ترکی وابسته به اتحادیه اروپا در دو شهر یالووا و دنیزلی رفتند و در سکوت دست به اعتراض زدند. آن‌ها کاغذهایی با خلاصه داستان‌های زندگی‌شان بدست گرفتند («پناهجوی همجنس‌گرا. ۵ سال مقیم ترکیه. ۶۰ ماه. ۲۴۰ هفته. ۱۶۸۰ روز. هنوز در ترکیه. آینده: نامعلوم!!!») و شعارهایی هم به دست داشتند («خواستار اسکان مجدد تمامی پناهجویان دگرباش جنسی در کشورهایی امن هستیم!!») بیشتر از دویست پناهجو همچنین بیانیه‌ای خطاب به مقامات بین‌المللی و کشورهای امریکای شمالی و اروپایی امضا کردند. نسخه آن‌لاین این بیانیه با عنوان «پناهجویان دگرباش جنسی ترکیه را حفظ کنید که سال‌هاست بدون هیچ کمکی در شرایطی نامشخص باقی مانده‌اند»، منتشر شده است.

به رغم تمامی شجاعتی که این اعتراض می‌طلبید، هیچ پوشش رسانه‌ای نداشت. علی چند روز بعد از آن با من تماس گرفت. برایم نوشته بود: «از دنیا می‌خواهیم پیش از آنکه دیگر خیلی دیر شده باشد، به ما امنیت بدهد.»

 

اشتباهاتی که نباید مرتکب‌ شد

همه ما ممکن است با دوجنسگرایان به عنوان دوست، شریک‌جنسی، عضوی از خانواده یا همکار سر و کار داشته باشیم. مؤسسه تحقیقات رسانه گلاد در راهنمایی که برای روزنامه‌نگاران تهیه کرده است، لیستی از اشتباهاتی که نباید در هنگام نوشتن یا صحبت کردن درباره دوجنسگرایان مرتکب شد، تهیه کرده است. اگر می‌خواهید به دوجنسگرایان احترام بگذارید، سعی کنید نکات زیر را به خاطر بسپارید:  

چی بگیم و چی نگیم؟

اگر می‌خواهید بدانید هنگام صحبت کردن یا نوشتن درباره دوجنسگرایان از چه اصطلاحاتی استفاده کنید، خواندن متن زیر می‌تواند برای شما مفید باشد. این متن ترجمه بخشی از راهنمایی است که مؤسسه تحقیقات رسانه گلاد برای روزنامه‌نگاران تهیه کرده است. 

اصطلاحات و تعاریف دگرباش و رنگین‌کمانی 

در سال‌های اخیر واژ‌ه‌های بسیاری برای توصیف دگرباشان و رنگین‌کمانی‌ها وارد زبان فارسی شده‌اند. هر چند هنوز بر سر معادل مناسب برخی از این واژ‌ه‌ها توافق وجود ندارد. امیدواریم این فرهنگ اصطلاحات و تعاریف دگرباش و رنگین‌کمانی به شما در انتخاب واژه‌های مناسب کمک کند. این فرهنگ ترجمه بخشی از راهنمایی است که مؤسسه تحقیقات رسانه گلاد برای روزنامه‌نگاران تهیه کرده است.