بنیان‌گذاران سایت «دوجنس‌گرا» بر این باورند که عمده تولید محتوای فارسی زبانان در حوزه دگرباشان جنسی به مسائل همجنس‌گرایان و تراجنسیتی‌ها می‌پردازد. آن‌ها معتقدند که دوجنس‌گرایی (bisexuality) و همه‌جنس‌گرایی (pansexuality) مفاهیم و گرایش‌های جنسی‌ای هستند که نیازمند تولید محتوای بیشتراند.

Bisexual Logo

این به این دلیل است که گرایش‌های جنسی دوجنس‌گرا و همه‌جنس‌گرا نه تنها در جوامع دگرجنس‌گراسالار، بلکه در خود جوامع دگرباشان جنسی نیز به حاشیه رانده‌شده و دیگری سازی شده‌اند.

در معرفی خود، سایت «دوجنس‌گرا» می‌گوید: «دوجنس‌گرایان و همه‌جنس‌گرایان فارسی زبان کمتر فرصت یافته‌اند که صدایی از آن خود داشته باشند و درباره تجربه‌شان از عشق، تبعیض و طرد سخن بگویند. بسیاری از آن‌ها دچار “فوبیا” و هراس درونی از گرایش جنسی خود هستند و سال‌ها با این هراس زندگی می‌کنند، بی‌آنکه بدانند دوجنس‌گرایی و همه‌جنس‌گرایی گرایشی چون سایر گرایش‌هاست و نه دوران گذاری از همجنس‌گرایی به دگرجنس‌گرایی یا برعکس و نه حتی نشانه‌ای از سردرگمی در زندگی و سکسوآلیته‌شان.»

نسخه اولیه سایت دوجنس‌گرا در چارچوب کاری داوطلبانه در اواسط ماه فوریه راه اندازی شد و در روز ۸ مارس، رسماً کار خود را آغاز می‌کند.

به مناسبت آغاز به کار اولین سایت فارسی‌زبان در حوزه دوجنس‌گرایی همه‌جنس‌گرایی با یکی از بنیان‌گذاران این سایت، سوده راد گفت‌وگو کرده‌ایم.

دوجنس‌گرایان چه کسانی هستند و چرا این نیاز هست که دوجنس‌گرایان سایتی مخصوص خود داشته باشند؟

سوده راد

سوده راد – دوجنس‌گرایان افرادی هستند که به دو جنس زن و مرد گرایش جنسی و یا عاطفی دارند. همه‌جنس‌گرایان آنهایی هستند که قائل به دوگانه جنس و جنسیت زن و مرد نیستند و به همه جنس‌ها گرایش جنسی ویا عاطفی دارند.

این دو گروه از جامعه رنگین‌کمانی به دلیل رایج بودن برداشت‌های منفی و تصورات منفی که به این گرایش‌ها به ویژه دوجنس‌گرایی، در میان جامعه همجنس‌گرایان، دگرجنس‌گرایان و به‌طور کلی رسانه‌ها و افکار عمومی وجود دارد، معمولاً حذف می‌شوند یا نادیده گرفته می‌شوند.

یکی از رایج‌ترین تصورات در مورد دوجنس‌گرایان، مردد بودن و ناتوانی در انتخاب بین همجنس‌گرایی و دگرجنس‌گرایی‌ست. تصوری که دوجنس‌گرایی را نه یک گرایش جنسی مستقل که حالتی از گذار از گرایشی به گرایش دیگر می‌داند و در نتیجه تلاش می‌کند فرد دوجنس‌گرا را یا در جامعه همجنس‌گرایان ببیند یا در جامعه دگرجنس‌گرایان.

درحالی‌که دوجنس‌گرایی و همه‌جنس‌گرایی، وجود دارند و این باور عموم است که این دو را نمی‌پذیرد.

این‌ها از دلایلی بود که ما تصمیم گرفتیم این پایگاه اطلاع‌رسانی را به‌صورت داوطلبانه راه‌اندازی کنیم تا در عین افزایش آگاهی در مورد این گرایش‌های جنسی، فضایی امن برای گفت‌وگو باشد.

پس صحبت شما این است که در مورد «دوجنس‌گرایان» در خود جامعه دگرباشان جنسی، تبعیض وجود دارد. یعنی یک دیگریسازی‌ای در جریان بوده است؟ این دیگری‌سازی طی چه فرایندی ایجاد شده است؟ دلایل آنچه بوده است؟  

در جوامعی که این‌روز‌ها در آن زندگی می‌کنیم نوعی تک‌جنس‌گرایی (monosexism) رایج است. یعنی شما یا باید تنها به همجنس خود گرایش داشته باشید یا تنها به جنس دیگری جز جنس خودتان. این نگاه هم در جامعه همجنس‌گرایان و هم در جامعه دگرجنس‌گرایان موجب نگاهی منفی می‌شود که فرد دوجنس‌گرا را «خودی» نمی‌بیند.

البته این قائل به تفاوت بودن از نظر گرایش جنسی به‌خودی‌خود شاید ایرادی نداشته باشد، این نگاه منفی مورد نظر من، نوعی هراس و حتی گاهی ستیز است که موجب طرد این افراد از جامعه رنگین‌کمانی می‌شود.

معمولی‌ترین مثال از این نگاه منفی، تصور خیانت‌کاری، قضاوت در مورد وجود احتمالی روابط موازی با جنس‌های متنوع و تردید دائمی دوجنس‌گرایان – و همه‌جنس‌گرایان – است که نه تنها در برقراری رابطه‌های دوستی که در مورد روابط کاری و غیره نیز تأثیر گذار است.

دیگری‌سازی دوجنس‌گرایان در فرآیند تاریخی جنبش‌های اجتماعی اقلیت‌های جنسی در آمریکا شمالی و اروپا اتفاق افتاده است و مستندسازی نیز شده است. آیا فکر می‌کنید دوجنس‌گرایان ایرانی هم به دلایل مشابه درون خود جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی، دیگری محسوب می‌شوند؟ آیا این فرآیند به جامعه ایران هم مربوط است؟  

درست است؛ این هراس، حذف و نادیده گرفتن دوجنس‌گرایی در همه جوامع دیده می‌شود.

در حالی‌که همجنس‌گرایی اکنون فارغ از پذیرفته شدن یا نشدن، هویتی غیرقابل‌انکار است و دگرجنس‌گرایی به نوع نرمال رابطه جنسی و هویتی تبدیل شده است، دوجنس‌گرایی و حقوق دوجنس‌گرایان حتی در میان فعالان حقوق LGBT به حاشیه رانده می‌شود.

وقتی در جامعه‌ای که با سرکوب و سانسور و فقدان آموزش جنسی برابر و به‌دور از پیش‌داوری، کنش‌گرانی هستند که وقتی در مورد LGBT صحبت می‌کنند، بایسکشوال‌ها را نادیده می‌گیرند یا بر اساس تجربیات شخصی نگاه منفی به آن‌ها را تقویت می‌کنند، جامعه رنگین‌کمانی نوپا که در حال آشنایی با خود، حقوق خود حتی باز تعریف سکسوآلیته است، بای‌فوب و تک‌جنس‌گرامحور رشد می‌کند.

شاید لازم باشد سوالم را دقیق‌تر بپرسم. ببینید به عنوان مثال در دهه ۶۰ میلادی برخی از لزبین‌ها اعلام کردند که زنان دوجنس‌گرا را از خودشان نمی‌دانند. آن‌ها به عنوان مثال خیلی اصرار داشتند که بگویید که همجنس‌گرایی پدیده‌ای «طبیعی» است و دوجنس‌گرایان به عنوان کسانی که هم با همجنس رابطه جنسی برقرار می‌کردند و هم با دیگرجنس، این «طبیعی بودن» را به خطر می‌انداختند. آیا ما شاید چنین رفتارهایی با دوجنس‌گرایان درون خود جامعه دگرباشان ایرانی هستیم؟

همانطور که می‌دانید در مورد گرایش‌های جنسی همچنان دو نگاه محوری وجود دارد که یکی طبیعی بودن و نگاه ذات‌گرایانه است که با نگاه به روابط حیوانات مثلاً و یافتن نمونه‌های برقراری رابطه جنسی میان دو همجنس در بین حیوانات ثابت می‌کند همجنس‌گرایی امری طبیعی‌ست.

باید پرسید آیا همه رفتارهای انسانی را باید با حیوانات مقایسه کرد و معیار سنجش طبیعی بودن رفتارهای انسانی رفتارهای حیوانی است؟ من – مثل بسیاری دیگر – فکر می‌کنم این نگاه از بن غلط است، اما حتی اگر گفتمان آن دسته از همجنس‌گرایان در مورد دوجنس‌گرایی را بررسی کنیم، باز می‌توانیم ثابت کنیم دوجنس‌گرایی در میان حیوانات هم وجود دارد، پس طبیعی‌ست.

اما باید دانست که این تلاش برای توصیف «طبیعی» بودن بیش از هرچیز بر ذاتی بودن این رفتار و گرایش تأکید دارد که خب می‌توان گفت دوجنس‌گرایی هم ذاتی است! موضوع مهم دیگر سوالی‌ست که افراد با اشراف به نابرابری‌هایی که علیه همجنس‌گرایان وجود دارد و با توجه به دگرجنس‌گرامحوری جوامع امروزی از دوجنس‌گرایان می‌پرسند: ‌»چرا با داشتن این قابلیت که با جنس مخالفت رابطه برقرار کنی، باز هم رابطه احساسی و یا جنسی با هم‌جنس خودت برقرار می‌کنی؟ دنبال دردسر هستی؟»

این نگاه و سؤال دقیقاً از طرف جامعه همجنس‌گرایان این‌طور مطرح می‌شود: ‌»تو که می‌توانی با غیرهمجنس خودت زندگی راحت‌تری در جوامع دگرجنس‌گرا محور داشته باشی، برای رفع شهوت و هوست وارد جامعه همجنس‌گرا می‌شوی و از ما سو استفاده می‌کنی؟»

این دو نوع سؤال دقیقاً آن‌چیزیست که ما دوجنس‌گراستیزی و منفی‌نگری می‌نامیم: ‌ تحقیر یک فرد به‌واسطه گرایش جنسی‌اش، یا نادیده گرفتن آن و خب متاسفانه باید گفت بله، در جامعه ایرانی این هراس وجود دارد.

سایت شما قرار است محتواهای مرتبط به همه‌جنس‌گرایی (pansexuality) نیز منتشر کنید. ممکن است توضیح بدهید این مفهوم چه تفاوتی با دگرجنس‌گرایی، همجنس‌گرایی و دوجنس‌گرایی دارد؟ اگر قرار باشد همه، همه‌جنس‌گرا باشند که چه لزومی به ایجاد این تمایز‌ها هست؟

خب، واقعیت اینست که LGBT دیگر تنها نماد جامعه‌ای نیست که آنرا رنگین‌کمانی یا به قول شما «دگرباش» می‌خوانیم و در واقع اشاره به آن جامعه «اقلیت» دارد.

حالا LGBTQIA بیشتر از پیش بر سر زبان‌ها می‌افتد و کلمه کوئیر (همان دگرباش)، اینترسکس (میان‌جنسی) یا هیچ‌جنس‌گرا (آسکشوال) هم به گوشمان زیاد می‌خورد.

هربار که در مورد این حروف صحبت می‌کنیم معمولاً به شوخی می‌گوییم آرام آرام تمام حروف لاتین قرار است در ادامه LGBT بیاید تا هر دسته‌ای جای خود را در آن پیدا کند. باید گفت ما داریم به سمت جامعه‌ای که تئوری کوئیر تصویر می‌کند پیش می‌رویم، یعنی به تعداد آدم‌های روی زمین جنس و جنسیت و گرایش جنسی و هویت جنسی و جنسیتی وجود خواهد داشت.

همین شکستن قائده دوگانگی جنسی و جنسیتی که یک نفر را یا زن می‌داند یا مرد یا یک چیزی بین این دوتا، موجب می‌شود اصطلاحی مثل «پن‌سکسوال» یا همه‌جنس‌گرا به وجود آید که بعضی هویت خود را در آن بیابند. یعنی به همه جنس‌ها – و جنسیت‌ها – گرایش دارند و نه فقط به دوگانه یا زن یا مرد.

از آنجا که دوجنس‌گرایی و معیار دوتایی زن/مرد این روز‌ها در جوامع، به‌ویژه ایران آشنا‌تر و قابل درک‌تر است ما این‌دو را کنار هم قرار دادیم تا بتوانیم تا جایی که می‌شود هردو را پوشش دهیم.

برای ما همه گرایش‌های جنسی بین انسان‌ها، طبیعتاً بین بزرگسال‌ها محترم و برابر است و هرکسی حق دارد هر رابطه‌ای را آزمایش کند، انتخاب کند یا از آن دوری کند. آنچه مهم است دوری از هراس، ستیز یا منفی‌نگری به گرایش و یا هویت جنسی و جنسیتی دیگری است که البته بهترین راه حل آن‌ها هم آگاهی‌دادن است. معمولاً ما انسان‌ها از آنچه نمی‌دانیم می‌ترسیم.

در جامعه امروزی ایران انواع روابط جنسی بین همجنس‌ها وجود دارد. مثلاً بسیاری از دانشجویان در خوابگاه‌های دانشجویی رابطه جنسی با همجنس را تجربه کرده‌اند اما نه خود را همجنس‌گرا می‌دانند و نه دوجنس‌گرا و نه همه‌جنس‌گرا. آیا این قسمتی از این دیگری‌سازی رابطه‌های جنسی با همجنس است که مد نظر شماست؟ آیا کسی ممکن است گرایش جنسی‌ای داشته باشد و خودش آن را به رسمیت نشناسند؟ این خودآگاهی در به رسمیت شناختن گرایش‌ها چقدر مد نظر پروژه آگاهی‌رسانی شماست؟

البته ما اصراری نداریم که هرکسی باید حتماً خود را در یکی از انواع بسیار زیاد گرایش جنسی هویت‌یابی کند، ولی می‌دانیم صرف برقراری رابطه جنسی دو همجنس با هم، آن‌ها همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا نمی‌شود.

اما این ستیز با هر گرایش دیگر جز دگرجنس‌گرایی که از رسانه‌های دولتی تبلیغ می‌شود، در کنار به حاشیه راندن هر گرایش جنسی دیگری جز همجنس‌گرایی از طرف فعالان رنگین‌کمانی دست‌به‌دست هم می‌دهد تا آن کسی هم که حس می‌کند در این هویت جنسی می‌گنجد، دچار فوبیای درونی شود و وارد جدلی بی‌انتها و بی‌راه گریز با خودش شود.

یکی از عوامل مهم و قوی به وجود آمدن این هراس درونی عدم آگاهی است. تأکید ما در این پروژه بر دوجنس‌گرایی و همه‌جنس‌گرایی‌ست اما طبیعتاً ناگزیر به سایر گرایش‌ها و هویت‌های جنسی و جنسیتی هم خواهیم پرداخت. می‌دانیم این اولین پایگاه اطلاع‌رسانی با این اهداف در مورد این دو گرایش است اما سعی می‌کنیم اطلاعات و محتوای تولیدشده توسط دیگران را هم بازنشر بدهیم تا اگر مخاطب ما پیش‌تر آن‌ها را نخوانده یا ندیده، با آن‌ها آشنایی پیدا کند.

در آخر یادآوری می‌کنم این کار داوطلبانه است، هرچند تلاش می‌کنیم آنرا بهتر و حرفه‌ای‌تر ارائه دهیم. در این راه از کمک، نظر و راهنمایی‌ها و انتقادات همه، فارغ از گرایش و هویت جنسی و جنسیتیشان استقبال می‌کنیم.